...
امير نظام هفته اي دو روز مستمراً بدروازه غربي تهران مي رفت و در
بالاخانه دروازه مي نشست و هر متاعي از خارجه وارد مي كردند، در گمرك نگاه
مي داشتند تا امير نظام آنها را معاينه نمايد و هر جنسي را كه صلاح نمي
دانست به ايران وارد شود حكم به استرداد آن مي داد.
و از اين جهت تجار و بازرگانان هر جنس جديدي را از امتعه خارجه مي خواستند به ايران حمل كنند ابتداء نمونه اي از آن را مي آوردند و به امير نظام ارائه ميدادند. هرگاه اجازه ورود مي داد وارد مي كردند والا معامله و حمل آن را موقوف مي داشتند. و مرحوم آقا علي از مرحوم معين الدوله احمد ميرزا حكايت مي كرد كه يكروز با اميرنظام بدروازه امام زاده حسن(دروازه قزوين)رفته بودم براي تماشاي امتعه خارجه كه تجار از نظر امير مي گذرانيدند، و چون بنشستم يكنفر از خرازي فروشان صندوقي پيش گذاشته و نمونه ها از امتعه خارجه بيرون مي آورد و امير يك يك را ديده و از قيمت و خواص آنها سوال كرده و اجاره ورود يا رد آن را مي فرمود. تا آنكه قوطي مقوائي باز نموده و شاخه گلي مصنوعي بيرون آورده بدست اميرنظام داد و شاخه ي آن از مفتول نازك آهني و برگ و گل آن پارچه هاي رنگين و پرهاي لطيف بعضي طيور بود. فرمود صنعتي ظريف نموده اند ليكن فايده و مورد استعمال آن رابگوي. آنمرد گفت زينتي است كه نسوان بالاي پيشاني و موهاي پيش سر نصب مي كنند. فرمود قيمت آن چيست؟ عرض كرد پانزده قران. گفت اگر كسي چند روزه اين زينت را كه خريده و في الجمله مستعمل شده بخواهد بشما بفروشد يا گرو بگذارد تا چه مقدار باو وجه نقد مي دهيد؟ آنمرد گفت وجهي در ازاي آن نمي توان داد زيرا كه پس از استعمال به پشيزي نمي ارزد. اميرنظام فرمود اين متاع و مانند آنرا كه پس از استعمال به پشيزي نيرزد البته وارد نكنيد كه مورد سياست سخت خواهيد شد.
ادامه مطلب...
بر طرف چمن روی دلفروز خوش است
از دی که گذشت هر چه گويی خوش نيست
خوش باش ومگوزدی که امروزخوش است (خيام)
نوروز در شعر امام خميني :
باد نوروز وزيده است به كوه و صحرا
جامه عيد بپوشند، چه شاه و چه گدا
بلبل باغ جنان را نبود راه به دوست
نازم آن مطرب مجلس كه بود قبله نما
صوفى و عارف از اين باديه دور افتادند
جام مى گير ز مطرب، كه روى سوى صفا
همه در عيد به صحرا و گلستان بروند
من سرمست زميخانه كنم رو به خدا
عيد نوروز مبارك به غنى و درويش
يار دلدار! زبتخانه درى رابگشا
گر مرا ره به در پير خرابات دهى
به سروجان به سويش راه نوردم نه به پا
سالها در صف ارباب عمائم بودم
تا به دلدار رسيدم، نكنم باز خطا
امام(ره) ضمن مبارك شمردن عيد نوروز در وصف بهار قصيده ذيل را سروده است:
بهار شد در ميخانه باز بايد كرد
به سوى قبله عاشق نماز بايد كرد
نسيم قدس به عشاق باغ مژده دهد
كه دل ز هردو جهان بى نياز بايد كرد
كنون كه دست به دامان سرو مى نرسد
به بيد عاشق مجنون، نياز بايد كرد
غمى كه در دلم از عشق گلعذاران است
دوا به جام مى چاره ساز بايد كرد
كنون كه دست به دامان بوستان نرسد
نظر به سرو قدى سرفراز بايد كرد
عيد حزب الله !!
باز امام(ره) درباره اين عيد سعيد گفته است:
اين عيد سعيد عيد حزب الله است!!!
دشمن زشكست خويشتن آگاه است
چون پرچم جمهورى اسلامى ما
جاويد به اسم اعظم الله است.
و در رباعى ذيل «عيد» را چنين توصيف كرده است:
اين عيد سعيد عيد اسعد باشد
ملت به پناه لطف احمد باشد
برپرچم جمهورى اسلامى ما
تمثال مبارك محمد باشد.
اينهم قسمت كوتاهي از قصيده طولانى «بهاريه»:
آمد بهار و بوستان شد اشك فردوس برين
گلها شكفته در چمن، چون روى يار نازنين
گسترده بادجان فزا، فرش زمرد بى شمر
افشانده ابرپرعطا بيرون حد، در ثمين
از ارغوان و ياسمن طرف چمن شد پرنيان
وز اقحوان و نسترن سطح دمن ديباى چين
از لادن و ميمون رسد، هر لحظه بوى جان فزا
وز سورى و نعمان وزد، هردم شميم عنبرين
از سنبل ونرگس جهان، باشد به مانند جنان
وز سوسن ونسرين زمين،چون روضه خلدبرين
از فر لاله بوستان گشته به ازباغ ارم
وز فيض ژاله گلستان، رشك نگارستان چين
از قمرى و كبك و هزار آيد نواى ارغنون
و ز سيره و كوكو وسار، آواز چنگ راستين
تا باد نوروزى وزد، هرساله اندر بوستان
تا ز ابر آذارى دمد ريحان و گل اندر زمين
بر دشمنان دولتت هر فصل باشد چون خزان
بر دوستانت هر مهى بادا چو ماه فرودين
ديوان شعر امام خمينى(ره)،
چاپ ششم، دفتر نشر آثار حضرت امام(ره)،
سال 1374 شمسى
ادامه مطلب...
حكومتش ،حكومت امام زمان است .
همه کارها بر مبنای قرآن است .
رهبرش ،رهبر مستضعفین جهان است .
قوت غالب مردم نان است .
بهای نان،به قیمت جان است .
ثروتش برای فلسطینیان است .
دانشگاهش ،ستاره باران است .
جای روشنفكرانش ، زندان است .
هر كه فریاد بزند ،از كافران است.
اینجا ایران است .......
اين جا ايران هست! ولي حكومتش، حكومت مردمان است!
همه ي كارها بر اساس احسان است!
رهبرش رهبر بهترينان جهان است(مظلومين ياران امام زماند ضمنا به نظرم آريايي ها به دليل تمدن كهن برترين هستند)
قوت غالب مردم فراوان است!
بهاي نان به قيمت خواهان است!(آن كه به درگاه حق به جان ارزد به درگاه ابوالحسن {خرقاني} به جان ارزد)
ثروت قدرتش براي ايرانيان است
دانشگاهش شكوفه باران است
جاي روشن فكرانش در مقامان است و البته جاي خائنانش در زندان است!
هر كه فرياد زند در امان است
اين جا ايران سات و آينده اش درخشان است! حكومتش حكومتي مهربان است.برخلاف حمومت قبلي كه اگر بر يا شود هنوز هم حكومت ظالمان است!
اساسش،وفاي ياران است!و در ايران خميني رو ح الله فراوان است!
مشكلات زندگي فراوانست ولي استقامت ياران فراوان است و از خواري و نوكري و التماس به آمريكا بيزار است!
و اين همان چيزيست كه از درك ايوزوسيون و ضد انقلاب به بيرون است!
اقتصاد آمريكا در حال ركود فراوان است.ضد انقلاب هراسان است.
اين جا ايران هست.و عيد خرامان است!


سال 1387,سال نو خورشيدي را به تمام هم ميهنان گلم تبريك مي گم!اميدوارم سال خوب و موفقي داشته باشيد.
ب ه س ل ا م ت
وحدت ما آزادي كشورمان را به بار خواهد آورد.ايران در حال زمزمه شدن به عنوان يك ابر قدرت و حامي تهي دست و مظلوم است!
...........
خبر آمد خبري در راه است!
..........................

چنین گفت زرتشت :
عاشقی عاشق باش و دوست داشتن را دوست بدار.
از تنفر متنفر باش و به مهربانی مهر بورز.
با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش.

نام جاوید وطن
صبح امید وطن
جلوه کن در آسمان
همچو مهر جاودان
وطن ای هستی من
شور و سرمستی من
جلوه کن در آسمان
همچو مهر جاودان
بشنو سوز سخنم
که هم آواز تو منم
همه جان و تنم
وطنم وطنم وطنم
بشنو سوز سخنم
که نواگر این چمنم
همه جان و تنم
وطنم وطنم وطنم
همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه زنان
ز صلابت ایران جوان
ز صلابت ایران جوان
ز صلابت ایران جوان


يه عده گمنام با نامي واحد از كشورمان در برابر ياوه گويان بيگانه دفاع كردند!همه مي دونيم كه يه قرون بابت تلاششون از هيچ كس نگرفتن فقط گفتند ايران رو تنها نگذارين و از كشورمون دفاع كنيد.اون ها الآن اينجا نيستن
ولي روحشون اينجا هست و مي تونه با حس مسئوليت يذيري شما خوشحال بشه و ما مي تونيم با راي دادن ثابت كنيم كه ايران ((كشوري از آن مردم)) است!

اگه خودمون رو مسئول در برابر خون هاي ريخته شده،كشور،آينده ي فرزندانمان مي دانيم فردا اين عقيده را به جهانيان اثبات كنيم،همان طور كه در گذشته نيز اين كار را انجام داده ايم.اگر كسي به ياي صندوق راي نره مواخذه نخواهد شد فقط بدونه كه در سرنوشت خودش تاثيري نداشته و منافقين و آمريكا از كارش خوشحال مي شن.
آينده از آن ما است و خورشيد باز هم از شرق طلوع خواهد كرد!دوستتون دارم و اميدوارم 24 اسفند رو فراموش نكنين.

خورشيد قشنگ
در افق مي تابيد
ابر كوچك آمد
نور او را
دزديد
ابر باران
باريد
دل خورشيد
شكست
سايه ابر سياه
روي خورشيد
ببست
ساعتي آنجا
ماند
شر و شر مي
باريد
ميل رفتن كه
نداشت
به خودش مي
باليد
يشت آن سايه
سرد
چشم خورشيد
گريست
قهر كرد با
آن ابر
دوست هم با
او نيست
ابر ناراحت
شد
غم خورشيد بديد
رفت آرام
آرام
گشت خورشيد
يديد
باز خورشيد
مي تابيد
ديگر اما آن
ابر
رفته بود از آن جا!




همه روز روزه بودن همه شب نماز کردن
همه ساله حج نمودن سفر حجاز کردن
ز مدینه تا به کعبه سر و پا برهنه رفتن
به مساجد به معابر همه اعتکاف جستن
شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن
دو لب ازبرای لبیک به وظیفه بازکردن
ز ملاهی و مناهی همه اهتراز کردن
به خدا هیچ یک را ثمر آنقدر نباشد
که به روی ناامیدی در بسته باز کردن
منبع:فلايينگ86.بلاگفا
تو دلم یه دنیا حرفه که می خوام بگم براتون
تو بگو به من کجایی تا ببوسم خاک پاتون
آقا جون دلم گرفته مثل آسمون پاییز
می دونم مرغ دل من دوباره کرده هواتون
با خودم یه نذری کردم که اگه تو رو ببینم
با همون نگاه اول جونم رو بده براتون
چه خوبه خونه قلبم بشه جای تو همیشه
حک کنی رو صفحه دل نقش روی دلرباتون
چی میشه یه بار شبونه رد شی از کوچه قلبم
روی ماهتو ببینم یا که بشنوم صداتون
ما رو هم یه نیمه شب تو نماز شب دعا کن
تا صبا برام بیاره صدا و سوز دعاتون
بیا تا برات بمیرم که به عشق تو اسیرم
الهی به جون بگیرم همه درد و بلاتون
بیا تا دورت بگردم حالا که اسیر دردم
بیا ای یوسف زهرا ببوسم شال عزاتون
گفتی پر خون می شه چشمات از غم داغ شقایق
منبع:يادم نمياد مال هر كسي بود خودش بگه تا ويرايش كنم!
ضمنا همين جا از آقاي احمدي نزاد و ديگر كساني كه زحمت كشيده اند ضميمانه تكر مي كنم
ما زنده برانیم که آرام نگیریم موجیم که اسودگی ما عدم ماست





به حقیقت برو و بگو آمدم، اگر گفتند اینجا چرا آمدی؟
بگو به کجا روم و به کدام در رو کنم؟ این ره است و دیگر دوم ره نیست.این درست و دیگر دوم در نیست.
اگر گفتند: به اذن کی آمدی؟
بگو شنیدم بر ضیافتخانهِ فیض، نوالت (1) منع نیست. در گشاده است و صلا در داده خوان انداخته
اگر گفتند تا به حال کجا بودی؟
بگو راه گم کرده بودم
اگر گفتند چی آوردی؟
بگو: اولا: دل شکسته که از شما نقل است:
در کوی ما شکسته دلی میخرند و بس بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است
و ثانیا: جز نداری نبُود مایه دارائی من طمع بخششم از درگه سلطان من است
و ثالثا: الهی آفریدی رایگان، روزی دادی رایگان، بیامرز رایگان، تو خدایی نه بازرگان.
اگر گفتند برونش کنید بگو:
نمیروم ز دیار شما به کشور دیگر برون کنید از این در در آیم از در دیگر
اگر گفتند این جرئت را از که آموختی؟
بگو از حلم شما.
اگر گفتند قابلیت استفاضه نداری
بگو قابلیت را هم شما افاضه میفرمایید.
باز اگر از تو اعراض نمودند بگو:
به و الله و به بالله و به تالله
بحق آیه نصر من الله
که مو از دامنت دستبر ندیرم
اگر کشته شوم الحکم لله
اگر گفتند: مذنبی
بگو: شنیدم شما غفارید. ثانیا: ملک نیستم. آدم زادهام. ثالثا:
نا کرده گنه در این جهان کیست بگو
آن کس که گنه نکرده و زیست بگو
من بد کنم و تو بد مکافات کنی
پس فرق میان من و تو چیست بگو
اگر گفتند: این حرفها را از کجا یاد گرفتی بگو:
بلبل از فیض گل آموخت سخن، ور نه نبود
اینهمه قول و غزل تعبیه در منقارش
اگر گفتند: چه میخواهی بگو:
جز تو مارا هوای دیگر نیست
جز لقای تو هیچ در سر نیست
با عرض شرمندگي بايد بگم منبع اين شعر هم يادم نمياد هر كي نوشته بود اعلام كنه تا يستم رو ويريش كنم!


